اقلیدس
اقلیدس Euclid
(۲۷۵ق.م - ۳۳۰ق.م)
آلبرت انیشتین می گوید:"اگر کسی در جوانی این کتاب را ندیده و نخوانده باشد هرگز نمی تواند یک پژوهشگر باشد." کتاب مذکور که امروز در مدارس عالی تدریس می شود و حدود دوهزار سال پیش نوشته شده است"اصل اقلیدس" نام دارد که به زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است.
اولین چاپ آن در سال ۱۷۵۰ میلادی به زبان انگلیسی انتشار یافت. ترجمه انگلیسی آن از نسخه اصلی یونانی که به زبانهای عربی و لاتین برگردانده شده،گرفته شده است. کتاب در سال ۳۰۰ پیش از میلاد به رشته تحریر در آمده است.اقلیدس اهل اسکندریه و ریاضیدان و معلم یونانی بود که از زندگی خصوصی و حتی تاریخ تولد و زادگاهش مدارک دقیقی در دست نیست. می گویند که او در مدرسه ی سلطنتی اسکندریه مصر ریاضیات درس می داد و کتابی در این باره نوشت که نسخه های زیادی از آن بیش از هر کتاب دیگری جز کتاب مقدس به فروش رفته است.اقلیدس که پدر هندسه لقب گرفته بنیادگذار هندسه اقلیدسی است.او تمام قضیه های هندسی را که ظاهرا استفاده ای از آن ها نمی شد به صورت قضیه های کامل و قابل درک در آورد. او در این راه کوشید تا اثبات یک قضیه ریاضی را به قضیه دیگری مربوط کند بطوری که شاگرد ریاضی ناگذیر باشد برای اثبات مساله ریاضی به تفکر بپردازد.کشور مصر در قدیم"هدیه نیل"نامیده می شد و شهرت مصر باستان بیشتر به خاطر عظمت رود نیل بود.همه ساله طغیان رود نیل با آب گل آلود و حاصلخیزش که از کوه های دوردست آفریقا سرچشمه می گرفت تمام کشتزارهای مصر را می پوشاند و آنها را برای کشاورزی آماده می کرد.
حد و مرز زمینهای زراعی از بین رفته بود و رود نیل همه سال بسترش را تغییر می داد.با این ترتیب محدوده ی زمین مالکان مشکلات زیادی به بار آورده بود.اگر قرار بود که مالیات ها متناسب با محدوده ی زمین ها از مالکان مطالبه شود ابتدا باید مسافت زمین مشخص می شد.
در این جا بود که هندسه (در زبان یونانی به معنی نقشه برداری زمین است) به این مشکل پاسخ داد.مصری ها ظاهرا به اصول نظری هندسه توجه نداشتند و از آن تا جایی که مشکلاتشان را حل می کرد استفاده می بردند.اما بیشتر محاسبات و اندازه گیری آنان در مورد اراضی نادرست بود.مثلا برای محاسبه ی اراضی غیر منظم آن را به مثلثهای مختلف تقسیم می کردند.نتیجه این اندازه گیری غلط باعث شد که مالکان مصری ناچارا مالیاتی بیش از حد مقرر به دولت بپردازند. مصری ها برای ساختن زاویه قائمه الزاویه از روشی که هنوز در نقشه برداری میدانیهای ورزش معمول است استفاده می کردند.آنها مثلثی از طناب می ساختند که طول ضلع های آن به ترتیب ۳و۴و۵ واحد بود.هرگاه طناب در نقاط معینی در زمین ثابت شود زاویه ی ما بین ضلعهایی که طولشان۳و۴ واحد است قائمه خواهد بود.از این جا بود که نقشه برداران مصری را "طناب گستر" نام نهادند.تالس ریاضیدان نامدار یونانی روش های هندسی جالبی از مصری ها آموخت و از کارهایی که آنها انجام می دادند در حیرت بود. در حقیقت از همین زمان بود که نخستین گام در راه سازندگی علم هندسه برداشته شد. تالس در تحقیقاتش از افکار و عقاید و تجربیات مصری ها کمک می گرفت و عقیده داشت که هندسه فقط علمی نیست که در نقشه برداری یا ساختن هرم از آن استفاده شود بلکه دامنه کاربرد آن بسیار گسترده است و در امور کشتیرانی و اخترشناسی نیز اهمیت فوق العاده ای دارد.گام بعدی در جهت پیشرفت و توسعه ی این علم توسط فیثاغورس و پیروانش برداشته شد.آنان هندسه را از صورت علمی خارج کردند و آن را در مسائل حقوقی بکار گرفت.فیثاغورسیان سعی داشتند که روش استدلال و منطق را تنها به علم هندسه اختصاص دهند و چه بسا در این راه خیلی پیش رفتند.این شیوه را "استدلال قیاسی" نامیده اند.در روش استدلال قیاسی برای پیدا کردن جواب هر مساله یا قضیه می توان از قضیه هایی که قبلا مورد تایید واقع شده اند استفاده کرد.در واقع هر داستان پلیسی به نحوی به استدلال قیاسی مربوط می شود و علم باشکوه ترین داستان پلیسی است.آرتور کونان دویل نویسنده داستان های پلیسی مشهور شرلوک هلمز می گوید:"عالم منطق قادر است از یک قطره آب پی به اقیانوس اطلس یا آبشار نیاگارا ببرد بی آن که آن را دیده یا حتی درباره اش چیزی شنیده باشد." زندگی آدمی مانند زنجیر عظیمی است که اگر حلقه ای از آن کشف شود طبیعت کلی آن فاش خواهد شد. علم قیاس مانند تمام هنر ها و صنایع نیاز به مطالعه و پژوهش،تأمل فراوان و تفکر و موشکافی دارد.
اقلیدس نتیجه کار تالس،فیثاغورس،افلاطون و یونانی ها و مصری ها را جمع آوری و مطالعه کرد.اما کار او فقط راه حل چند مساله هندسی نبود بلکه روش هایی را نشان می داد که به صورت سیستم های شناخته شده در آمده بود. سیستم هایی که قضیه های معلومی را بدست می داد.
اقلیدس تعریف های ساده هندسی را که قواعد کلی نامیده می شدند به صورت مجموعه ای درآورد و آن را قضیه نام گذاری کرد.
موسیقی می تواند روح را بر انگیزد یا آرام سازد،نقاشی می تواند چشم نواز باشد،شعر می تواند عواطف را تحریک کند،ريالفلسفه می تواند ذهن را قانع سازدو مهندسی می تواند زندگی مادی آدمی را بهبود بخشد.اما ریاضیات همه ی این ها را با هم عرضه می کند.